پردیس احمدی چهارشنبه ۹ مهر ۱۳۹۳ - ۰۶:۳۰

ایران از نظر جغرافیایی و آب و هوایی در منطقه‌ای واقع شده است که خشک بوده و همیشه با مشکل کم‌آبی و خشکسالی روبه رو شده است. سدهای قدیمی و آثار باقی مانده از شبکه‌های آبیاری و قنات‌ها، نشان می‌دهد که مردم ایران زمین همواره در صدد مقابله با بی‌آبی بوده‌اند. مشکل کمبود آب و وجود بیابان‌های خشک موجب حرمت گذاشتن مردم به اب شد، این اعتقاد تا همین امروز ادامه دارد.

ایرانیان، آب را مظهر روشنایی و نماد پاکی می‌دانند و کاربرد این اعتقاد را ما در آداب و رسوم مردم هم می‌بینیم. چنانچه، هنگام سفر رفتن مسافران، به دنبال آن‌ها، آب می‌پاشند. این علاقه‌مندی به آب حتی در خانه‌های ایرانیان هم دیده می‌شود. در ایران قدیم همه‌ی خانه‌ها حوض‌های داشتند که غالبا با کاشی‌های آبی فیروزه‌ای پوشیده شده بودند. از حوض و استخر در باغ‌ها و خانه‌های ایرانی عموما به عنوان ذخیره‌ای برای آب دادن به گیاهان و حیاط و ایوان‌ استفاده می‌کردند. مرحوم پیرنیا در مورد شکل حوض‌ها نوشته است: این حوض‌ها در شکل‌های شش ضلعی، دوازده ضلعی، مستطیل با تناسب طلایی بوده‌اند و در بعضی شهرها مثل شیراز حوض‌ها را گرد می‌ساختند. علاوه بر این حوضخانه‌ها، بویژه در شهری بیابانی مانند کاشان در ارتباط انسان با آب و تلطیف شرایط سخت طبیعی، نقشی شایان توجه ایفا می‌کردند.


در معماری ایرانی علاوه بر اینکه فضاهای معماری مانند خانه و مسجد و حسینیه و بازار هریک به نحوی با آب ارتباط داشته است. برخی عناصر معماری نیز اختصاصاً برای نگهداری و توزیع و مصرف آب به وجود ‌آمده است که ذوق و هنر ایرانی تجلی زیبا و دلپذیر و پرمعنای خویش را در آن به نمایش بگذارد. از جمله مهمترین این عناصر می‌توان به آب انبارها، آسیاب‌ها، سقاخانه‌ها، پل‌ها و قنات‌ها اشاره کرد.

سقاخانه‌ها همواره نماد و یادآور عزت و هویت و آزادگی و عدالت‌خواهی وایثار، جوانمردی، و مروت ایرانیان بوده است و هویت دینی و فرهنگی و ملی و حماسی یک ملت را در خود دارد. سقاخانه‌ها معمولا در مرکز محلات و در جوار حسینیه‌ها و تکایا و در مسیر گذرهای اصلی تشنگان را سیراب می‌کردند و تاریخ حماسی و ارزش‌هایی جاودان را در خاطره‌ها زنده می‌کردند.


گرمابه‌های ایرانی در زمان اردشیر

آب انبار یکی دیگر از جلوه‌های اهمیت دادن مردم ما به آب است. نقش حیاتی آب انبارها در بافت شهرها، بویژه در شهرهای حاشیه‌ی کویر و منطقه‌های کم آب ایران و تکامل طرح و شیوه‌ی ساختمان و بعد هنری و تزییناتی آن‌ها در دوران اسلامی قابل توجه است. به گونه‌ای که می‌توان برخی از نمونه‌های این پدیده معماری را از لحاظ ارزش‌های هنری، فرهنگی، فنی و تاریخی همسنگ برخی مساجد بزرگ، کوشک‌ها، مقابر و دیگر آثار هنری معماری ایران اسلامی معرفی کرد.

گرمابه‌ها که نمونه‌هایی از آن‌ها، 1500 تا 2000 سال قدمت دارند هم نمایانگر جایگاه آب در فرهنگ ملی ما و میل مردم ما به پاکیزگی است. گرمابه‌های ایرانی، ساختمان‌هایی گرم با ظرفی بزرگ به نام (آبزن) بوده‌اند. و چون مردم ایران آب را مقدس می‌شمردند و نمی‌خواستند آن را آلوده کنند، آب استفاده شده را بعد از استحمام روی زمین و یا به آسمان میپاشیدند و آن را وارد آب پاک نمی‌کردند. آبزن از زمان‌های کهن در ایران زمین وجود داشته است، چنانچه در نقل‌هایی که از اردشیر بابکان می‌شود مشخص است که در زمان او هم از از آبزن استفاده شده است.

کاریز یا قنات، یکی از روش‌های ابداعی ایرانیانان برای بدست آوردن آب محسوب می‌شود. قنات با کندن چاه‌های متعددی از دامنه‌ی کوهستان تا دشت و متصل کردن ان‌ها به یکدیگر به وجود می‌آید و از این طریق آب به صورت دایمی جریان پیدا می‌کند. یکی از کارکردهای قنات این بوده است که آب را زیر زمین جاری کند چون که آب در جریان روی زمین با تابش مستقیم آفتاب ممکن بود بخار شود. پس از زلزله‌ی بم باستان‌شناسان، قدیمی‌ترین شبکه‌ی قنات جهان را با قدمتی بیش از دو هزار سال در آن منطقه کشف کرده‌اند.

 

آسیباب‌ها، نشان آبادنی بودند

ایرانیان همچنین در ساخت سد هم مهارت داشته‌اند؛ از جمله معروف ترین این سدها سد «مرو» بر رود مرغاب بود، این سد در شش فرسخی شهر مرو قرار داشت و ۱۰ هزار نفر از آن حفاظت می‌کردند.

آسیاب‌های آبی که در سراسر کشور بر رودخانه‌ها، تعبیه می‌شدند از دیگر نشانه‌های کم آبی در ایران است. آسیاب‌ها با سادگی ظاهری خود یکی از سالم‌ترین و کارآ ترین نوع استفاده از انرژی پتانسیل آب را به نمایش گذاشته و جلوه‌ای از توسعه پایدار بودند که امروز بشر به دنبال آن است و متاسفانه تقریباً متروک شده‌ است. گفته می‌شود که از مظاهر خاص تمدن ایرانی تا چند سال پیش در هر شهر و قریه و کوره‌دهی، آسیاب بود و همان‌طور که امروز آبادانی شهرها را به تعداد سینماها و مراکز هنری آن می‌شناسد و روزگاری تعداد مساجد و کثرت منابر میزان بزرگی و آبادانی شهری بود، زمانی هم برای آبادان معرفی کردن هر ده و کوهستان، برایش آسیاب می‌شمردند.

 

انعکاس بنا در آب، از شاهکارهای ایرانیان است

یکی از کارهای عمرانی و هنری ایرانیان در استفاده از آب، بروز هنر و ابتکار ایرانیان در ساختن باغ‌های زیبا است، آن‌ها هرجا که چشمه و یا جوی آبی می‌دیدند، درختی کاشته و باغی پرورش می‌دادند. در این باغ‌ها، آب نماهای زیبا میساختنند. مرحوم مشیرالدوله پیرنیا در این باره گفته است: «در حالی‌که سازندگان، سیستمی جالب را برای آبیاری کرت‌ها به وجود آورده‌اند ولی سعی کرده‌اند که به بهترین وجه نیز آب را نمایش دهند. به همین دلیل سطوح را طوری انتخاب می‌کردند که جریان آب به خوبی نمایش داده شود. »

یکی دیگر از هنرهای مهم ایرانیان، ساختن کوشک‌ها و قصرها در برابر استخرهای بزرگ آب است که با افتادن نمای کاخ در آب استخر، زیبایی آن محوطه دوچندان می‌شود، نمونه‌ای از آن در کاخ اردشیر بابکان یا آتشکده‌ی «آذرفرنبغ»، می توان دید. در کاخ های سلطنتی و عمارات دوره صفویه از جمله در کاخ چهل‌ستون این انعکاس زیبا را می‌توان مشاهده کرد. در باغ فین کاشان نیز عمارت ساخته شده به وسیله فتحعلی شاه قاجار، به تمامی در آب منعکس است. عمارت شمس العماره در کاخ گلستان تهران که به امر ناصرالدین شاه قاجار (۱۳۱۳-۱۲۶۳) ساخته شده نیز از ساختمان‌هایی است که عکس آن در استخری که در مقابل آن ساخته بودند منعکس می‌شد این استخر پس از مدتی پر شده و به جای آن درختکاری شده است.

یکی دیگر از خلاقیت‌هایی که ایرانیان برای به جلوه درآوردن زیبایی‌های هرچه بیشتر آب‌ها انجام می‌دادند. ساختن ساختمان در وسط دریاچه‌های طبیعی در نقاط کوهستانی و یا استخرها و دریاچه‌ها است که نمونه‌ی آن را میتوان در ساختمانی که به امر شاه عباس در وسط دریاچه عباس آباد به‌شهر ساخته شده است دید. استخر شاه گلی تبریز یا استخر شاهی نیز نمونه‌ای از این کاراست. از آثار معماری و هنری ایران همچنین می‌توان به ساختن پل‌های مهم و زیبا، به روی رودخانه‌ها اشاره کرد که در واقع جلوه‌های رودی را که از زیر آن میگذرد دوچندان میکند. یکی از زیباترین پل‌هایی که در دوره‌ی صفویه توسط الله وردی خان روی رودخانه‌ی زاینده رود ساخته شده، پل سی و سه پل است.

 

نقش آب بر فرش و میانیاتور

علاوه بر معماری آب در صنایع دستی ایرانی نیز نمود یافته است. به طوری‌که در ارزنده‌ترین هنر دستی ایران یعنی فرش هم آب چشمه‌سارها، حوض‌ها و رودخانه‌ها نقش‌آفرین شده‌اند. همچنین در کمتر مینیاتور ایرانی است که نقش جویباری زیبا و یا حوضی که مرغان در آن به آب تنی و بازی مشغول‌اند، نمایش داده نشده باشد و نیز بر کتیبه‌ها و دیوار کاخ‌ها نیز هر جا مجلسی را رقم زده‌اند آب، آب‌نما ونهر جوی و جویبار خودنمایی کرده و هنر دیرپای ایران را به رخ تماشاگر می‌کشد.

 

آب در باور ایرانیان مقدس است

آب در فرهنگ ملی ایران هم دارای ارزش و اعتباری ویژه بوده است. ایرانیان از دوران باستان آب را مظهر پاکیزگی میدانستند و این موضوع در نوشته‌های مذهبی و براساس روایات دینی اوستایی مورد تأکید بوده و در شاهنامه‌ی فردوسی نیز به این موارد اشاره شده است. مثلا اینکه از مهمترین دستورات زرتشت برای زندگی بهتر؛ دوری از گناه و پرهیز از دروغ، خود داری از آلوده کرده عناصر چهارگانه موثر بر زندگی بشر که آب، باد، خاک و آتش هستند . ایجاد آبادانی و کاشت گیاه و درخت، ‌خشکاندن مرداب‌ها و مانداب‌ها، از بین بردن حیوانات موذی، حفر قنات و چاه برای آبیاری و مهمتر از همه کشاورزی بوده است.از تقدس آب نزد ایرانیان همین بس که «میهن» و «زادگاه» را «آب و خاک» می نامند.

از جمله مواردی که در شاهنامه به آئین‌های استفاده از آب در پاکی و پاکیزگی در امور دینی اشاره شده است می‌توان به این مورد اشاره کرد؛ هنگامی که کیخسرو و کیکاووس قصد رفتن و زیارت «آذرگشسب»؛ در آذربایجان را دارند تا پس از راز و نیاز با خداوند بزرگ به دنبال یافتن افراسیاب بروند، می‌بینیم که آن‌ها باید در هنگام ورود به آتشکده، دست و پا و سر و تن خود را بشویند تا پاک شوند و بعد داخل آتشکده روند.

در ایران زمین نیایشگاه‌ها به علت توجه به پاکیزگی در کنار رودها، چشمه‌ها، دریاچه‌ها و قنات‌ها ساخته شده است تا نیایشگران و نمازگزاران پیش از آنکه به نیایشگاه وارد شوند، زشتی‌ها را از خود دور کنند و با شستن اندام و سر و تن و پوشیدن جامه پاکیزه آماده‌ی نیایش شوند. در فارسی کهن و میانه؛ طهارت و شست وشو را «پادیا»، یا «پادیاوی» و نیز تشت آبی را که با آن شست وشو می‌کردند، «پادیاب‌دان» می‌گفتند. آن‌ها، جایگاه‌هایی را هم که برای شست‌وشو می‌ساختند، «پادیاو» می‌نامیدند‌. پادیاو به طور معمول چهار دیواری کوچکی بود که جوی آب یا برکه‌ای در میان و رختکن‌ها و طاق‌نماهایی در پیرامونش داشته است، همین «پادیاو» با همه ویژگی هایش بعد از اسلام، در پیش و جلو در مساجد و زیارتگاه ها، به نام وضوخانه مورد استفاده قرار گرفت.

آتشکده‌ی «آذرگشسب» آذربایجان نیز که به نام «آذرخسروان» و شاهنشاهان ایران معروف شد در کنار دریاچه یا برکه‌ای قرار دارد. این باورها و این تقدس آب در نزد ایرانیان بوده که آب را جزو چهار عنصر مقدس ‌دانسته‌اند. حتی ایرانیان قبل از زرتشت -یک تیره‌ی آریایی- عناصر چهارگانه، یعنی باد، خاک، آب و آتش را گرامی می‌داشتند و آن را به وجود آورنده‌ی گیتی و گرداننده‌ی نظام هستی می‌شمرده‌اند.

 

ستایش آناهیتا، الهه‌ی آب توسط ایرانی‌ها

باید دانست که این توجه به وجود آب در کنار آتشکده‌ها، نشانگر توجه ایرانیان به نیایش آب و الهه آن یعنی «آناهیتا» در کنار آتش است. در آئین‌های کهن ایران، ناهید یا ایزد پاکی و آب، ستوده شده است و سرچشمه آب‌های پاک در اوستا، مانند ایزدان دیگر نیایش شده است. اعتقادی که از دوره‌ی باستان در باور مردم ایران درباره تقدس آب و آناهیتا (الهه‌ی آب و پاکیزگی) وجود داشته از نظر اجتماعی نیز تأثیرگذار بوده و آداب و رسوم بسیار از آن نشأت گرفته است. مثلا اینکه در زمان ساسانیان در برخی روستاها رسم بود دختران شوهر نکرده، آب در سفره‌ی هفت سین را از چشمه‌سارها و بویژه از زیر آسیاب‌ها بیاورند. چون معتقد بودند نوروز هنگام زایش و باروری است و کوزه‌ی آب که نمادی از آناهیتا است باید در سفره‌ی نوروزی گذاشته شود. جایگاه آناهیتا، در آب دریاها و چشمه‌سارهاست و هنگامی که آب سفره‌ی نوروزی از زیر آسیاب‌ها برداشته شود، برکت گندم و جو آرد نشده را نیز خواهد داشت و موجب گشایش کار خانواده در سال نو خواهد شد.

توجهی که مردم به تقدس آب و الهه‌ی آن دارند و همچنین به دلیل نیازی که همواره با توجه به خشکی سرزمین خود به آب داشته‌اند، موجب شد که روز سیزدهم نوروز هم مراسم ویژ‌ای داشته باشند. آن‌ها، این روز را به ایزد (تیر) یا (تیشتری) متعلق می‌دانند و برای طلب باران از این ایزد به صحرا می‌رفته‌اند. در باور مردم این ایزد همواره با ایزدی دیگر که دیو خشکی و خشکسالی است و «اپوش» نام دارد در جنگ و کشمکش است و اگر شکست بخورد گیاهان می‌خشکند و خشکسالی می‌شود و اگر پیروز شود، سرچشمه‌ی آب‌ها به نیروی اسبی روان می گردند و سرزمین‌ها از سال خوب و خوشی بهره مند می‌شوند. بنابراین برای این‌که ایزد باران پیروز شود، لازم بود که همه‌ی مردم در نماز از او نام ببرند و او را بستایند و از او طلب باران کنند.

به نظر می‌رسد 13 نوروز، روزی است که مردم ایران در همه‌ی سرزمین‌های ایرانی طلب باران می‌کردند. همچنین سپردن سبزه‌های تازه دمیده نوروزی به آب روان جویبارها تمثیلی است از دادن هدیه به ایزد آب (آناهیتا) و ایزد باران و جویبارها تا به این طریق تخمه بارور شده‌ای را که ناهید، فرشته موکل آن بوده است به خود ناهید بازمی گردانند و گیاهی را که ایزد تیر، پرورانده است به خود وی بازمی سپرند، تا موجب برکت و باروری و فراوانی آب در سال نو باشد.

در نگارش این متن از مطلب تقدس آب در فرهنگ کهن ایران نوشته‌ی احمد بهمنی قاجار، مطلبی درباره‌ی آب در معماری ایرانی از دکتر محمد نقی زاده، و مطلب «دیدی نو از دینی کهن» از دکتر فرهنگ مهر استفاده شده‌ است.


شارژ سریع موبایل