سمانه ربانی سه شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۶:۳۰

اگر آدمی همتی بر خودشناسی نداشته باشد و تلاشی نکند؛ در خطر فراموشی و غفلت است.

این غفلت به علت غوطه ور شدن و غرق در لذائذ زودگذر دنیوی است و انسانِ فرو رفته در لذت های فانی دنیا در واقع خودِ حقیقی خود را فراموش کرده و به اموری پست سرگرم شده است. این نوع از خود فراموشی مذموم است.

نکته قابل ذکر این است که نوعِ دیگر خود فراموشی مخصوص عارفِ نائل به مقام فنا و غرق در دریای شهود حق است؛ (فَأَیْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) (سوره بقره آیه 115) توضیح پیرامون این نوع، از حوصله این متن و مقاله خارج است.

آیات پیرامون خود فراموشیِ مذموم؛ در واقع در مورد آدمیانی است که دیگران را امر به نیکی می کنند؛ در صورتی که خود را فراموش کرده و به سوی امور نیک و پسندیده فرا نمی خوانند. مانند آیه 44 سوره بقره (أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْکِتابَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ)

معنای آیه این است که وقتی دیگران را امر می کنی، چرا خود عمل نمی کنی؟ توبیخ این آیه به نسیان نفس و عمل نکردن است.

راز اینکه در انتهای آیه از اینگونه افراد، عقل را نفی می کند این است که جمع میان امر مردم به معروف و خود فراموشی با عقل هماهنگ نیست؛ زیرا فرد عاقل تلاش می کند که عیبی نداشته باشد و اگر دچار عیب شد آن را بپوشاند نه اینکه نمایان و مشهور باشد.

طبق "وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْکِتابَ" می توان مخاطب آیه را همه ی دین شناسان و عالمان بی عمل در نظر گرفت. آدمی باید بداند که آمر به معروفی که تارک باشد و ناهی از منکری که مرتکب آن است طبق فرمایش امیر مومنان ملعون است و آنچه در نهان انجام می دهد روزی به گوش همگان خواهد رسید.

وین راز سر به مهر به عالم سمر شود؛ زیرا فردی که با علم به زشتی امری، بدان مرتکب می شود و سپس به رویای کاذب ریا مبتلا می گردد و می خواهد خوب جلوه کند، باید بداند که بوی خیر ز زهد و ریا نمی آید.

خداوند کسانی را که خویش را فراموش کرده اند، مصداق افرادی می داند که تنها به فکر خود هستند و از یاد خدا غافل می باشند.

در سوره آل عمران آیه 154 این نکته را اینگونه می خوانیم: (... وَ طائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ یَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَیْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجاهِلِیَّةِ ...) اینگونه از افراد تنها همّتشان حفظ حیات مادی و دنیائی خود بوده است؛ به همین علت نه دینی دارند نه سعادت واقعی و اگر خود را به دین چسبانیده اند، به خاطر این بوده است که می پنداشتند دین همواره غالب است.

در واقع هدفشان خدمت به دین نبوده است، بلکه دین را در خدمت خود دانسته و تا جایی از دین دم می زنند که به نفعشان باشد. اینان سرگرم خودِ طبیعیِ خویش اند و تمام تلاششان بهره مندی از مزایای زودگذر دنیاست و خودِ انسانی خویش را فراموش کرده اند.

گاه این غفلت از خود، کیفری در مقابل فراموشی خداست؛ و ابتدایی نیست. به همین علت، قرآن بسیار مومنان را از فراموش کردن خدا بر حذر می دارد. (وَ لا تَکُونُوا کَالَّذینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ) (سوره حشر، آیه 19)

در آیه مذکور إنساء به خدا نسبت داده شده است؛ زیرا همه امور به دست خداوند باری تعالی است و به او ختم می شود. همانطور که شهود نفس؛نقطه مقابل غفلت، به خدا نسبت داده شده است. (أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ) (سوره اعراف، آیه 172)

وقتی آدمی خدا را فراموش کرد، اسمای حسنی و صفات علیای خداوند را که با صفات ذاتی انسان ارتباط مستقیم دارد، فراموش می کند؛ این فراموشی در واقع غفلت و نسیان فقر و حاجت ذاتی خود انسان است. در این حالت آدمی می پندارد که تمام کمالات در هستی خود است در نتیجه به جای اعتماد و اتکای به باری تعالی، به خود اطمینان پیدا کرده و به غیر او توجه می کند.

اگر انسان ها همانند فرشتگان هرگز از فرمان خدا سرپیچی نکنند. (لا یَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ ما یُوْمَرُونَ) (سوره تحریم، آیه 6) و از مخالفت پروردگارشان بترسند (یَخافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ) (سوره نحل، آیه 50) هیچ گاه دچار نسیان نمی شوند ولی چون انسان به غیر از فطرت توحیدی که براساس آن خلق شده است دارای فطرت حیوانی نیز می باشد؛ اگر حقیقت خود را فراموش کند و به سمت حیات پست کشش داشته باشد، از مقام اصلی و والای خود هبوط می کند.

یکی از پیامدهای غفلت از خود، فراموشی و نسیان مبدأ و معاد است. آنجا که می گوید: "من عرف نفسه فقد عرف ربه" مقصود از رب مبدأ و معاد است. پس: "من عرف نفسه فقد عرف مبدأه و معاده". خدا اوّل و آخر است. (هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلیمٌ) (سوره حدید، آیه 3) اوّل است و همه چیز از اوست و آخر و انجام است و همه چیز به او بر می گردد و او مرجع نهایی است.

فراموشی مبدأ و معاد، فراموشی پروردگار است که طبق آیه قرآن مجید این نیز به غفلت از خویشتن بر می گردد. در واقع هر که آفرینش خود را فراموش کند، درباره قیامت و معاد دچار تردید می گردد و آن را دور از عقل می پندارد. آدمی اگر به آفرینش خویش بیاندیشد به این نتیجه خواهد رسید که خلقت مجدد از خلقت نخستین غیر ممکن نیست. (وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلاً وَ نَسِیَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ یُحْیِ الْعِظامَ وَ هِیَ رَمیمٌ* قُلْ یُحْییهَا الَّذی أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِکُلِّ خَلْقٍ عَلیمٌ) (سوره یس، آیات 78-79)

از تمام این مطالب نتیجه می شود که غفلت از خود، آغاز و شروع سقوط است؛ زیرا آدمی ابتدا خالق خویش را فراموش کرده که در ادامه خود را فراموش می کند و سرگرم لذت های دنیایی می گردد. (کُلُّ مَنْ عَلَیْها فانٍ) (سوره الرحمن، آیه 26)



شارژ سریع موبایل